تبليغاتX
تا شقایق هست ، زندگی باید کرد !

تا شقایق هست ، زندگی باید کرد !

خداوندا ...

به من آرامش ده

                        تا بپذریم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم

دلیری ده

               تا تغییر دهم آنچه را که میتوانم تغییر دهم

بینش ده

              تا تفاوت این دو را بدانم

مرا فهم ده

             تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 بهمن1389ساعت 15:43  توسط نفیسه   | 

فوری ... فوری ... نیازمندم !!!

نیازمندیها ...

فوری ... فوری !!!

نیازمندم ...

به یک نفر که تو دانشگاه علامه طباطبایی "نیمه حضوری" مشغول به تحصیل باشد .

لطفا فوری ...

مرسی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 شهریور1389ساعت 16:10  توسط نفیسه   | 

قوانین زندگی

قانون یكم:

به شما جسمی داده می‌شود.
چه جسمتان را دوست داشته یا از آن متنفر باشید،
باید بدانید كه در طول زندگی در دنیای خاكی با شماست.

قانون دوم:

با دوستان مواجه می‌شوید، در مدرسه‌ای غیر رسمی و
تمام وقت نام‌نویسی كرده‌اید كه "زندگی" نام دارد.
در این مدرسه هر روز فرصت یادگیری دروس را دارید.
چه این درس‌ها را دوست داشته باشید چه از آن بدتان بیاید،
باید به عنوان بخشی از برنامه آموزشی برایشان طرح‌ریزی كنید.

قانون سوم:

اشتباه وجود ندارد، تنها درس است.
رشد فرآیند آزمایش است، یك سلسله دادرسی،
خطا و پیروزی‌های گهگاهی، آزمایش‌های ناكام نیز به همان اندازه
آزمایش‌های موفق بخشی از فرآیند رشد هستند.

قانون چهارم:

درس آنقدر تكرار می‌شود تا آموخته شود.
درس‌ها در اشكال مختلف آنقدر تكرار می‌شوند، تا آنها را بیاموزید.
وقتی آموختید می‌توانید درس بعدی را شروع كنید

قانون پنجم:

آموختن پایان ندارد.
هیچ بخشی از زندگی نیست كه درسی نباشد.
اگر زنده هستید درس‌هایتان را نیز باید بیاموزید.

قانون ششم:

جایی بهتر از اینجا و اكنون نیست.
وقتی "آنجای" شما یك "اینجا" می‌شود به "آنجایی" می‌رسید،
كه به نظر از "اینجای" فعلی‌تان بهتر است.

قانون هفتم:

دیگران فقط آینه شما هستند.
نمی‌توانید از چیزی در دیگران خوشتان بیاید یا بدتان بیاید،
مگر آنكه منعكس كننده چیزی باشد كه درباره خودتان می‌پسندید
یا از آن بدتان می‌آید.

قانون هشتم:

انتخاب چگونه زندگی كردن با شماست.
همه ابزار و منابع مورد نیاز را در اختیار دارید،
این كه با آنها چه می‌كنید، بستگی به خودتان دارد.

قانون نهم:

جواب‌هایتان در وجود خودتان است.
تنها كاری كه باید بكنید این است كه نگاه كنید،
گوش بدهید و اعتماد كنید.

قانون دهم:

تمام این‌ها را در بدو تولد فراموش می‌كنید.
اگر مشكلات دانستنی‌های درون را از میان بردارید،
همه این‌ها را به خاطر خواهید آورد.

+ نوشته شده در  شنبه 23 مرداد1389ساعت 13:7  توسط نفیسه   | 

دوباره برگشتم ...

سلام سلام سلام ...

سلام به همه دوستان گل خودم ...

خوبید همگی ؟

خدا رو شکر

میخوام امروز با ۳ روز تاخیر تولد ۱ سالگی وبلاگم رو بگیرم .

حتما الان میگید چرا با تاخیر ؟

آخه مریض شده بودم

۳ روز افتاده بودم  ولی الان خدا رو شکر خیلی بهترم

امیدوارم که از وبلاگ من لذت ببرید و استفاده کنید

مرسی ...

+ نوشته شده در  شنبه 23 مرداد1389ساعت 12:48  توسط نفیسه   | 

8 خط از آنتوان چخوف

* هر کس از روی افکارش شناخته می شود .

* انسان این استعداد را دارد که خود را با هر موقعیتی وفق دهد .

* انسان همان چیزی است که باور دارد .

* مقدس ترین چیزها برای انسان سلامت روح ، هوش و آزادی است .

* خوشبختی وجود ندارد و ما خوشبخت نیستیم ، اما می توانیم این حق را به خود بدهیم که در آرزوی آن باشیم .

* یه کله خراب ، مایه گرفتاری و دردسر یک جفت پا است .

* شور و شوق زندگی در سادگی و بی ریایی است .

* هیچ شرایطی دروغ را مجاز نمی داند .

"آنتوان چخوف"

+ نوشته شده در  شنبه 1 خرداد1389ساعت 10:45  توسط نفیسه   | 

اولین پست 1389 : سخنانی از انیشتین !

سلام به همه دوستان عزیزم

امیدوارم که سال پر خیر و برکتی داشته باشید و به تمام آرزوهای رنگیتون برسید .

اولین پست سال ۱۳۸۹ رو با سخنان (به نظر من ) تنها نابغه فیزیک و ریاضی جهان آلبرت انیشتین شروع میکنم ...

ا میدوارم که خوشتون بیاد ...

سخنانی از انیشتین

   

هر احمقی می تواند چیزها را بزرگتر، پیچیده تر و خشن تر کند؛ برای حرکت در جهت عکس، به کمی نبوغ و مقدار زیادی جرات نیاز است.

 

دست خود را یک دقیقه روی اجاق داغ بگذارید، به نظرتان یک ساعت خواهد آمد. یک ساعت در کنار دختری زیبا بنشینید، به نظرتان یک دقیقه خواهد آمد؛ این یعنی "نسبیت".

 

فرق بین نبوغ و حماقت این است که نبوغ حدی دارد.

 

عاشق سفر هستم ولی از رسیدن متنفرم.

 

من هوش ِ خاصی ندارم، فقط شدیدا کنجکاوم.

 

سعی نکنید موفق شوید، بلکه سعی کنید با ارزش شوید.

 

دنیا جای خطرناکی برای زندگی است. نه به خاطر مردمان شرور، بلکه به خاطر کسانی که شرارتها را می بینند و کاری در مورد آن انجام نمی دهند.

 

یکی از قویترین عللی که منجر به ورود آدمی به عرصهء علم و هنر می شود فرار از زندگی روزمره است.

 

مثال زدن، فقط یک راه دیگر آموزش دادن نیست؛ تنها راه آن است.

 

حقیقت آن چیزی است که از آزمون تجربه، سربلند بیرون آید.

 

زندگی مثل دوچرخه سواری است. برای حفظ تعادل باید حرکت کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 اردیبهشت1389ساعت 15:18  توسط نفیسه   | 

سال 1389 مبارکباد

بهار یعنی طراوت و تازگی ...

بهار یعنی نو شدن ...

بهار یعنی شکستن کاسه سفالی تمامی کدورت ها ، کینه ها و غم ها ...

آغاز سال ۱۳۸۹ بر شما مبارکباد ...

امیدوارم که سال پر خیر و برکتی داشته باشید ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 فروردین1389ساعت 0:23  توسط نفیسه   | 

سپندارمذ یا ولنتاین ؟!!

سلام به همگی :

خوب هستید ؟

دیروز متوجه یه اتفاق خاصی شدم .

۲۹ بهمن هر سال برای ایرانی ها یه روز خاصه .

حتما میپرسید چه روزی ؟

روز سپندارمذ ...

روز عشق ایرانی ها ...

روزی که از زمان ساسانی ها در ایران متداول بوده ... یعنی حدود ۱۸۰۰ سال پیش . روزی که زنها برای مردها و بالعکس کادو گرفته و مردها به پاس زحمتهای زنان در این روز تمامی کارهای منزل را به عهده میگرفتند ...

روز عشق ایرانی سپندارمذ(اسفندگان)

حالا سوال اینجاست ...

با وجود داشتن یه همچنین روزی ، چرا باید مثل م.... از ولنتاین فرنگی ها حمایت کنیم ؟

مگر ما ایرانی نیستیم ؟؟؟

 

+ نوشته شده در  جمعه 30 بهمن1388ساعت 22:16  توسط نفیسه   | 

Happy birthday to me !!!

۲۱ بهمن ماه ...

ساعت ۰۰:۰۰ ...

تو یه جا زیر این آسمون خدا ...

من به دنیا اومدم ...

امروز تولدمه ...

تولد ۲۰ سالگیم ...

مبارکه ... مبارک !!!

bgccms97iw3ls1gt4e3l.gif

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 بهمن1388ساعت 0:40  توسط نفیسه   | 

من اومدم ... خوش اومدم !!!

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام ...  !!!

امیدوارم که حال همگی خوب باشه و روز های خوبی رو پشت سر گذاشته باشید و پیش رو داشته باشید ...

انقدر سرم شلوغ بود این چند وقت که اصلا وقت سرخاروندن نداشتم ...

از یه طرف امتحان دانشگاهم ، از یه طرف پیگیری کارهای مرخصی ترم بعدم و اخر از همه یه عمل جراحی سرپایی کوچولو که یه چندروزی از نشستن معافم کرد !!!

 

خلاصه این که حسابی سرگرم بودم و حالا هم دارم درد میکشم هم دارم درس میخونم برای کنکور سال ۸۹ ...

 

به وبلاگ سر میزدم و نظرها رو میخوندم .

ممنون از همه که بهم سر زدید و به یادم بودید ...

مرسی

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 بهمن1388ساعت 19:52  توسط نفیسه   |